طرح در نان‌وایی (2)

(1)

نان‌وایی می‌گفت:

«گر نان می‌خواهی

آهن داشته باش»

شاعری رفت و نوشت:

«آهن باید بود»

 

پی‌نوشت: «در گفتارهای اقبال ‏لاهوری خواندم که موسولینی گفته است: انسان باید آهن داشته باشد تا نان داشته باشد، یعنی اگر می‏خواهی نان داشته باشی، زورداشته باش. ولی اقبال می‏گوید: این حرف درست نیست. اگر می‏خواهی نان‏داشته باشی، آهنباش، نمی‏گوید آهن داشته باش، بلکه آهن باش. یعنی شخصیت تو شخصیتی محکم به صلابت ‏آهن باشد...‌» [حماسه‌ی حسینی، شهید مطهری]

 

(2)

بی‌نوایی نانش سهمیه‌بندی می‌شد؛

ایمانش را

جیره‌بندی می‌کرد.

 

(3)

نان‌وایی

نان سنگک می‌زد،

بی‌نوایی،

قلوه سنگک می‌خورد!

 

(4)

نان‌وایی،

زمین‌خواری کرد؛

بی‌نوایی

طی ره‌پیمایی

فریاد برآورد:

«بر جهان‌خواران، مرگ»!

 

/ 43 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد مهدی ابراهیمی مدوار

شیراز معدن لب لعل است و کان حسن"" امروز ممکن است که جایی ببینمت؟ با سلام واحترام پرچین به روز ومنتظر حضور و نظر کارگشای شماست با سپاس ، انجمن شعر شهربابک

چکامه

کاش به روز می شدید! سلام طامات با دو ترانک از دکتر کافی به روزه حتمن سر بزنید! راستی یک شنبه ها به روزیم بی دعوت بیایید حال کنیم!

هادی بهروز

والا با ایی نونش!! فهمیرا رو از چراغ کش ببین!! چه می کنه!!؟

به سوی سیمرغ

سلام و درود قصد مطالب جدید ندارید !؟[لبخند] ارادت

صدیقه

سلام لذت بردم به روزم ومنتظر

شهره

سلام ممنون که قدم رنجه کردید و ببخشید که گاهی درگیری های زندگی از این محیط دورم می کنه . گزیده و در خور تامل نوشتید ، گاهی با خوندن این چند سطر نوعی کاریکلماتور در ذهن تداعی میشه و اندیشه آدم رو قلقلک می ده ، اما از جنبه مسایل اجتماعی گاهی به یک فاجعه تشابه داره که در نوعی زجر ، آدم رو وادار به فریاد زدن می کنه و گاهی لذت واقع بینانه بودنش میل سکوت رو گسترش میده .. به هر حال به خاطر این مطلب ممنونم پاینده باشید .

حبیب محمدزاده

سلام صفحات گرامافون با سه شعر شروع شد منتظر نقد و نظر ارزشمند شما هستم

لیلا

چقدر زیبا ... نان‌وایی می‌گفت: «گر نان می‌خواهی آهن داشته باش» شاعری رفت و نوشت: " آهن باید بود " بروم ببینم دلم راضی می شود آهن شود ... نمی دانم ...

به سوی سیمرغ

خوبی شما !؟ [ناراحت]