زیارت (2)

راننده جایی برای نماز و شام توقف می‌کند. بعضی غرولند می‌کنند که الان چه وقت شام است؟! دنبال سرویس به‌داشتی می‌گردم. پیدا می‌کنم. به سرویس غیر به‌داشتی  شبیه‌تر است تا هر چیز دیگر. همیشه در هر مسافرت منتظر این مکافات عمل هستم. شاید تقصیر «قانون راز» باشد! نمی‌دانم چرا مردم نمی‌خواهند این سرویس‌ها به‌داشتی شوند؟! خدا رحمت کند شهیدمحمدزاده، سردار سیستان را؛ حتی به فکر طهارت سربازهایش هم بود. دستور داده بود برای سربازهای پست‌های نگه‌بانی روی کوه‌ها با لوله‌کشی و پمپاژ، آب برسانند.

وضو می‌گیرم. پولش را هم می‌دهم. یکی غر می‌زند که برای این وضع نامناسب باید پول هم بدهیم!

یک اتاقک سه در چهار نمور و نم‌ناک، نقش نمازخانه را بازی می‌کند. فرش ِ پهن شده کف نمازخانه خیس است. گویی شسته باشندش. زانوهایم خیس می‌شود و در هر بار سجده، بیش‌تر. صندلی زه‌وار در رفته‌ای گوشه‌ی نمازخانه است که پیرمردی روی آن نشسته؛ نماز را خوانده، عصایش را ستون کرده و وزنش را روی آن انداخته و مشغول خطابه‌.

- آخه تو کدوم کشور مسلمونی ای‌جوری که ما هسّیم، هسّن؟! ما یــِی بار خدا قسمت کِرده رفتیم حج، یــِی بارم سوریه. دس‌شویی‌یاشون از بس تمیز بودن آدم کیف می‌کِرد. ای سنی‌یاها خیلی از ما اعتقادات‌شون بیش‌تره. خیلی به ای مسجداشون می‌رسن. والّو ما آب‌رو شیعه ر ِه بردیم.

بقیه به تأیید سر تکان می‌دهند.

از نمازخانه بیرون می‌روم. گرسنه نیستم. اکتفا می‌کنم به یک آب‌میوه. هوای سردی است. دو جوان شوخ مشغول کشیدن سیگارند.

راننده بوق می‌زند برای سوار شدن. دوباره راه می‌افتیم.

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ذوالقرنین

سلام... امروز به گمانم تاریخ در حال تکرار است، چرا که ماهیت وجودی سران و اعاظم علمای کشور (چه خوب و چه بد) به سبب مفتوح شدن باب بی‌حرمتی‌های سیاسی نسبت به ایشان توسط آقای احمدی‌نژاد و در جلسه مناظره وی با آقای میرحسین موسوی، مورد هجمه قرار گرفته است. و این جریان تا جایی پیش می‌رود که گروهی از علما این اجازه را به خود می‌دهند تا بنشینند و تصمیم به عزل مرجع تقلیدی از جایگاه مرجعیت‌اش بگیرند!!! چیزی که در تمامی دوران فقه شیعه بی‌سابقه بوده است. با مطلبی تحت عنوان "خلیفه‌کشی‌های جماعت جاهلان!!!" به روزیم... ارادتمند و چشم به راه: کوچکترین کوچکترینان / برادرتان حمیدرضا / مشهدالرضا(ع)

یه اصفهانی

با چه شجاعتی غیبت اصفهانی ها رومیکنین! منطق ما اصفهانی ها ایجاب می کنه به خاطر این که کرایه را کامل داده ایم تا مقصد صبر کنیم و خود مون رودار نزنیم.

سید حسین نصر ت آبادی

سلام اون پیر مرد حتما سیرجونی بوده .البته از نوع قرائی(ایل قرائی ) پسر . ربطی به راز نداره همه جا همین طوره .یی مهدی بلات بگیروم نوشته هات باید چور دیگر بینی داشته باشن و جور دیگر بینی تو هم باید با جور دیگر دیدن یکی دیگه فرق داشته باشه . من تو نوشته هات دنبال چیزی میگردم که تا به حال کشف نشده باشه . اتفاقا تو راه زاهدان هماینجور جاها خیلی هست وقتی برا شام وامیسه دقیقا همین احساس لعنتی میاد سراغ من و بوی عجیبی که بعضیها میدن نمی دونم بوی عطره خاصی که حالم بهم میخوره یا بوی تنشونه .ببین منظورم این بود .اونا بوی بدنشون هم با ما فرق داره .متوجه شدی . (با هوش بود زاهد و تا بوی ما شنید کج کرد راه واز شبهات اجتناب کرد ) البته ربطی به نوشته های بالا نداره/ داره؟ موفق باشی جون در بند نکونامی

سهیل

درود وقتی که عشق وسط بیاد همه سختی ها فراموش میشن اونم چه عشقی!عشق به آزادی یعنی همون کارت پایان خدمت.البته این سفر اخری زاهدان برای من هم سخت بود ولی یه شیرینی هم داشت دیگه.بگذریم ما هیچ چیزمون مثل جاهای دیگه نیس نباید زیاد سخت گرفت قربونت

یه مدیونه امام رضا

سلام آخیییییییییییییییییییییییییی خیلی با حال بود کلا خاطرات تو راه کرمان برام تجدید نظر شد و یه باری که با هم از قم اومدیم و خیلی سرد بود

یخ فروش جهنم

امام علی (ع) : کسی که وقت یاری ولی خود در خواب باشد ، با لگدمال دشمنش بیدار می شود غررالحکم ص ۴۲۲

حبیب

و علیک الرحمه شور به جماعتش می چسبد. به یاد روزهایی که آن قدر عالی بود که عمرم کنتور نینداخت. به یاد گپ و گفت های سه نفره با تو و سروش من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو...

راشد فلاحی

سلام بعد از مدت های مدید از غیبت کبرا برگشتم. کامنتی اگر بی جواب ماند عذر می خواهم از این پس بیشتر می آیم و کم کاری ام را جبران میکنم.سر فرصت برمی گردم و همه پست هایتان را با دقت میخوانم. در حال یک خودسازی بودم.البته در زندگی روزمره و نه در شعر.حالا آمده ام در شعر خودم را بسازم.ممنون می شوم در این کار کمکم کنید با انتقاد های سازنده تان. با" ترانه ای که غزل بود" به روزم. در پناه عشق

سلام عزیزم.لطفا خاطرات شیرین خدمت و مخصوصا خاطرات شیرینت با منو درج کن.از نظر من مشکلی نداره.ازین به بعد هم کامنت فارسی بذار .آخه مگه تو عربی؟تو فارسی .موفق باشی

مهدی دسترنج

سلام الله بنا به تذکر یکی از خوانندگان محترم، قسمتی از متن این پست را حذف کردم. در پناه دادار