نامه‌ها (2)

در ادامه‌ی انتشار «نامه‌ها به ره‌بری»، دو نامه‌ی زیر را انتخاب کردم. تلاش کردم عین متن را، تایپ شده، برای‌تان بیاورم تا حال و هوایش حفظ شود. اما ناچار شدم به برخی دست‌کاری‌ها که در میان ( ) قرار دادم یا [ ]. در برخی موارد هم تصحیح مطلب به خواننده‌ی محترم واگذار شد؛ به همان علتِ حفظ حس نامه و پرهیز از ویرایش‌های بی‌مورد. (هر چند به گمانم باید عین نامه را با همان دست‌خط نویسنده و ظرافت‌هایش ببینید.) متن را چندین بار مرور کردم تا کلمات، مطابق آن‌چه نویسنده نوشته است، تایپ شده باشد.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم رهبر عزیز و معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سلام علیک. ضمن عرض سلام و خسته نباشید آرزوی توفیق الهی برای شما دارم.

این جانب علی... فرزند... به شماره شناسنامه... صادر (صادره) از بم حوزه... متولد روستای... هستم. ما در روستا کشاورزی و دامداری داشتیم و در اثر نبودن جاده و مدرسه و خوشک سالی (خشک‌سالی) و نبودن آب سال 73 مجبور شدام (شده‌ام) به کرمان بیایم. در اثر نداشتن شغل مجبور به کارگری شدام (شده‌ام). روزها میرم (می‌روم) میدان کارگری می‌کنیم. ما یک خانواده 7 نفر هستیم. بدون هیچگونه امکانات و یک بچه 9 سال پسر هم دارم. معلول جسم و ذهن است. از اول انقلاب تا بحال همه ما مردم فقیر قشر کارگر هیچگونه کمکی از طرف مسعولین (مسئولین) نشد. به کمیته امداد مراجع کردم. به فرماندان (فرمانداری) و استانداری هر کجا که مراجع می‌کنیم به کمک به کننده هیچکس جواب ما را نمی‌دهد. ما مردم فقیر مثل جزمها (جزامی‌ها) هستیم. هرکجا برویم ما را بیرون می‌کنند. رهبر عزیز شما آمدید کرمان من یک نامه فرستادم. من بعنوان یک خانواده ایرانی و محروم روستایی از مقام معظم خواهشمندم شما یک فکری به حال ما بکنید که ما به این وضع کارگری چکار کنیم. اگر یک وام درست در اختیار ما بگذارند که ما بتوانیم یک شغل و یک کار برای خودمان و بچه‌هایمان را بیندازیم (راه بیندازیم) تا بتوانیم زندگی بکنیم ولی العاً (الان) هر چه کار می‌کنیم برای مردم است. مثل برده فروخت شده بما رفتار می‌کنند. العاً 8 سال پای کورهای (کوره‌های) آهک‌پزی کار می‌کنم. هیچگونه حق حفضی (حفظی) ندارم چون که مجبور هستم با مزد خیلی کمی کار کنیم. اگر من خودم پول داشتم می‌توانستم برای خودم کور آهکی (کوره‌ی آهکی) بپزم و زحمت برای خودم بکشم نه برای پول‌دارها و سرمایه‌دارها. من از مقام معظم خواهشمندم به حال ما فکری بکنند. ما باید چکار کنیم.

با تقدیم احترام علی...

23/2/84

 

...

 

بنام خدا

18/2/84

با سلام و خسته نباشید خدمت رهبر معظم عزیزمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و از اینکه به شهر کرمان آمده‌اید خیلی خوشحال هستم و قدمت را مبارک می‌گوییم و در حقیقت به عنوان یک پدر عزیز و مهربان و دلسوز و فداکار راهت را ادامه می‌دهیم و تا آخرین قطره خون از کشور عزیزمان و رهبر عزیزمان دفاع خواهیم کرد و می‌خواستم گوشه‌ای از مشکلات زندگیمان را با رهبر عزیزم در میان بگذارم و تقاضای یاری و کمک کنم. من دختری 13 ساله هستم اهل کرمان که کرمان را خیلی دوست دارم. شهری خوبی است. ما 6 فرزند هستیم که پدری کارگر و ساده دارم که خرج زندگی‌یمان را در نمی‌آورد و پدرم مردی مریض است و نمی‌تواند کار کند. من یک خواهر بزرگتر دارم که دم بخت است. پدر و مادرم پولی ندارند که برای او جهیزیه تهیه کنند و برادری دارم که سرباز است و یک ماه دیگر خدمت سربازیش تمام می‌شود و تا کلاس دوم راهنمایی درس خوانده است و او بعد از سربازی کار ندارد که سر کار برود و دو تا برادر من به خاطر بی پولی و فقیری نتوانستند درس بخوانند. ما زندگیمان به سختی می‌گذرد. من خودم کلاس پنجم هستم. درسم هم خوب است. دلم می‌خواهد مثل دخترهای دیگر درس بخوانم و به دانشگاه بروم و به کشور ایران خدمت کنم و دوست دارم که در آینده معلم خوبی بشوم تا بتوانم درس خواندن و نوشتن را به دیگران یاد بدهم. من این نامه را برای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌نویسم چون او را دوست داریم. از شما خواهش می‌کنم که کمکی به ما بکنید. قلب کوچکم را نشکنید و تا زنده هستم شما را دعا می‌کنم.

با کمال تشکر دختر کوچک شما مریم...

آدرس: کرمان ...

/ 8 نظر / 34 بازدید
جواد

سلام [گل] چه زیبا می نویسی [گل][دست][گل][دست][گل][دست][گل] وبلاگت هم خیلی زیباست [گل][دست][گل][دست][گل] به ماهم سر بزن خیلی خوشحال میشم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

دبیرخانه جشنواره

نتایج جشنواره سراسری شعر ونثرادبی آفتاب مهربانی اعلام شد لطفا اطلاع رسانی نماییدhttp://aftabmehrbany.blogfa.com

محمدنبی بندار

سلام از لینکی که داید ممنون یک سوال هیچ توجه کردی میتونی مرگ بر اسراییل رو میشه از این وری هم بگی؟ شما که کلا زیبا می نویسید استادا...

مونا شجاعی سعدی

سلام... به روزم اما: اول یک دقیقه سکوت به احترام... یا حق[گل]

مریم توفیقی

نه همیشه برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش ... بانوی کوچه های اردیبهشتی سکوت روزه را شکست ! منتظر عبورتان هستم . صبورانه و مشتاقانه ... [گل]

حمید

سلام اتفاقی وبلاگت رو دیدم. متن قشنگی داری موفق باشی