ترازو (4)

دخترک وزن گرفت

عابری چاق‌تر از حد طبیعی‌اش بود

رژیم گرفت

دخترک

لاغرتر شد

                        

بعدنوشت 1: این روزها که همه در تک و تای تشریف فرمایی مقام معظم ره‌بری به شیراز هستند، آن‌چه بیش‌تر جلب توجه می‌کند ثروت‌مند شدن مردم است؛ از هر جا که عبور می‌کنی، هر ده بیست قدم، بنرهای بزرگ خوش‌آمدگویی یک‌سانی دیده می‌شود که از طرف «ستاد استقبال مردمی» تهیه شده‌اند ( از قیمت آن هم اهالی فن باخبرند.)؛ جالب‌تر آن‌که گاه که از مقابل برخی ادارات دولتی هم عبور می‌کنی همین بنرها را می‌بینی؛ و این هم البته از آن دست حرف‌های اُمّلی است که گاهی من می‌زنم و نمی‌دانم و خبر ندارم که دوره‌ی این حرف‌ها گذشته و باید بزک کرده‌تر باشی، آن هم از جیب مردم.

و از مقابل دبستانی در جنوب شهر عبور می‌کردم که پارچه نوشته‌ای در حد توانشان نستعلیق برای خوش‌آمد گویی نصب کرده بودند و چه‌قدر بیش‌تر به دلم نشست ( و خبره‌های این صنعت بدانند که این البته مشکل دل ماست نه جیب مردم).

این روزها که همه در تک و تا هستند، گاهی که مسیری را تاکسی سوار می‌شوم و بحثی شکل می‌گیرد و راننده و مسافرین عقده می‌گشایند از پول باد آورده‌شان می‌پرسند که کجا بوده این همه برای تبلیغات آن‌چنانی... و مگر چه اشکال دارد تبلیغات یک‌بار مصرفی که به ساعتی منقضی می‌شوند، بی که نشانه‌ای از بیانات ناب ره‌بری در آن یافت شود و تنها بسنده کرده باشند به بیتی و مدحی.

این‌روزها که سوار اتوبوس می‌شوم، مسافرانش یا خوابند یا اگر نایی برای‌شان مانده، صرف نخوابیدن می‌کنند تا از مقصدشان باز نمانند.

و البته این روزها، همین مردم چه‌قدر خوش‌حالند و صادق در استقبال از ولی امرشان. کافی است قدم بزنی و ببینی؛ حرارت‌شان را، و تواضع‌شان را. و مطمئن باشی که خلوص‌شان اشک از دیده‌ات جاری می‌کند (و این مختص این‌جا نیست)

آن ولی امر و این ولی نعمتان را ماجرایی دیگر است که باید چشیده باشی تا بدانی. اما آن مسئولینی که زمام امور به دست گرفته‌اند و در رتق و فتق همان امور، گویا اندک نصیبی هم از احساس مسئولیت نبرده‌اند را چه گویم؟!

و بماند این حرف‌های املی...

 

بعدنوشت 2: یادمانی که دوستان برای سفر ره‌بری تهیه کرده‌اند: یار با ماست.

 

بعدنوشت ۳: در این‌جا به‌روز شدیم.

/ 33 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ازغدی

در تاثیر انسانی بر انسان دیگر و تاثر انسانی از انسان دیگر تنها عنصر موثر بر این تاثیر و تاثر موثَر بودن موثِر است این که انسان جوینده تاثیر، خود یابنده تاثیر باشد تا خود تاثیر نپذیری تاثیر نمی گذاری چرا که تاثیر زاییده تاثر است و چگونه نامتاثر تاثیر گذارد و ناموثر موثر افتد و شگرف و شاعرانه نگاشته بودی که آن ولی امر و این ولی نعمتان را ماجرایی دیگر است که باید چشیده باشی تاثیرش را تا تاثرش را بچشانی و تشریفات از این رو تاثیر نمی گذارد که تاثیر نپذیرفته است

زمبور

از لطفتان ممنون. مي بخشيد كه كم سر مي زنم. اين مشكل وبلاگهاي غير بلوگفاست كه توي ليست دوستان قرار نمي گيرد و متأسفانه فراموش مي شود.

زمبور

از لطفتان ممنون. مي بخشيد كه كم سر مي زنم. اين مشكل وبلاگهاي غير بلوگفاست كه توي ليست دوستان قرار نمي گيرد و متأسفانه فراموش مي شود.

به سوی سیمرغ

بله هستم ... البته از بد ِ روزگار ِ اردیبهشت و اردیبهشتی ها ... ممنون از لطف حضورتون ... پاینده باشید [گل]

آفتاب

سلام بازبان بی زبانی حرفهایی می زنم به آن امید که شنیده شوم ... می خواهم باعبورتان به کلمات گنگ من اعتباری شاعرانه بخشید. لطف می کنید؟

(ع . ا ) خورشید

سلام جناب دسترنج منتظریم ها چرا اپ نمیکنید منتظر کوتاه های طویل شما هستم در رایگان ابادم به روزم منتظر نظرات شما هستم

(ع . ا ) خورشید

شهادت بانوی آب و آیینه حضرت صدیقه ی کبری رو خدمت همه دوستدارانش تسلیت عرض میکنم به امید آنکه ره پوی راهش باشیم در پناه حق

احمد

درود خوب می نویسی رفیق بدرود

اردبیلی

متاسفم برای خودمان که مسلمان دولتی پروری می کنیم... یاد نیمه شعبان می افتم که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تمام خیابان ها را آذین بندی کرده بود و چقدر دلم لک زده بود برای آن نانوایی که یک بسته شیرینی کشمشی گذاشته بود دم در به نیت نیمه شعبان و یک پرچم رنگ و رورفته ی یاصاحب الزمان هم زده بود جلوی در... راستی از شعری که در پست بعدی گذاشتید کیفور شدم...