آدم و حوا

می خواست فرشته اش شوم...

اما من

رفته بودم تا آدم بشوم!

/ 8 نظر / 17 بازدید
دختر خورشید

توی قفس می خواستی آدم شوی؟ شاید هم می خواستی فرشته نباشی! اگر نمی توانی برایش فرشته شوی پس نگذار فرشته ات شود. نکند دلش فرو بریزد... مواظب دلت هم باش.

فاطمه اختصاری

سلام بالاخره آمدم .......با خبر چاپ نشریه تخصصی غزل پست مدرن .......با مقاله ترفندهای زبانی در غزل پست مدرن (بخش سوم) .......و مهم تر از همه: .......یک شعر: .......«زیر درخت گلابی!!» در 7 اپیزود در 7 روز به اندازه آفرینش دلگیر انسان که به قول «رزا جمالی»: این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی!! من آمده ام منتظر آمدن توام تنها بعد روزها چله نشینی...

آزاده بشارتی

امروز لحن گويش من فرق ميکند... باز هم بدون سلام... اينبار آمده ام تا مودبانه بگويم منتظر نظرات شما دوست عزيز هستم... فکر کن که سلام گفتم... اصلا فکر کن تمام حرف های خوبی که آدم خوب ها ميگويند را گفتم و... با احترام:آزاده بشارتي

دختر خورشید

سلام دوباره. می دانی؟ یک کار عجیب کردم! وبلاگ بدون نظر دیده ای؟

ازغدی

حوا می خواهد که ادم شوم برایش اما خیال فرشته شدن نمی گذارد

مهدی فرهمند

شهر من، دیار بی کسی اندکی پایین تر از دلواپسی چند متری مانده تا آوارگی ده قدم بالاتر از بیچارگی جنب یک ویرانه می پیچی به راست میرسی در کوچه ای کز آن ماست داخل بن بست تنهایی و درد هست منزلگاه چندین دوره گرد خسته و وا مانده از این ماجرا در همان اطراف می بینی مرا