زیارت (11)

نزدیک ظهر آماده می‌شوم بروم زیارت و باز هم دلی از عزا در بیاورم. ورودی‌های صحن های حرم را بسته‌اند و خادمین، زائرین را به سمت صحن آزادی هدایت می‌کنند. جمعه است و نماز جمعه، برقرار. به خطبه‌ها نمی‌رسم. صف‌های جلو از جمعیت پر است. ردیف‌های آخر جایی پیدا می‌کنم و می‌نشینم. صف، از یک سمت درست آمده و بعد دو قسمت شده. نامنظم و جلو – عقب. انگار ما عادت به صف نداریم. انتهای خطبه ها است. برخی با هم مشغول به پچ پچ اند.

کنار دستم پسر کوچکی نشسته با پدرش. پدرش تشویق­ش می‌کند که نماز بخواند.

 

«بنده از ادامه ی حضور در نماز جمعه و اقامه نماز معذورم و از تمامی نمازگزاران در طول این سال ها که نتوانستم به وظیفه ی خود به خوبی عمل کنم عذرخواهی می کنم»؛ این مطلب را از قول آیت الله جوادی آملی در «پنجره» خوانده بودم یا در «مثلث» که علت کناره گیری ایشان را قرار گرفتن نام­شان در فهرست مراجع جدید جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم برشمرده بود. به هر روی به گمانم برای نماز گزاران جمعه ناگوار بود.

 

«پنجره» که آمد، کم تر شماره ای را ازدست دادم. مدتی با مرحوم «شهروند امروز» روزگار می گذراندیم که البته عمری داشت. با آمدن «پنجره»، «مثلث» و «ایران دخت»، «نسیم بیداری» و تا حدودی «موج اندیشه»، رونقی روی دکه ها آمد و از زردی آن ها کاسته شد. هر چند جای «راه»ی که مشغول جریان سازی است را نمی گیرند.

گاه بعد از خروج از حرم، دکه گردی می کردم تا ببینم کیوسک های مطبوعاتی چی می آورند، چی نه. شیراز که فضای زردی دارد. دوستی می گفت تا ذائقه ی مردم زرد باشد نمی شود کاری کرد. گفتم تا ذهن مردم تصویری از کارایی نشریات جدی تر نداشته باشد، نمی شود کاری کرد. باید یک کیوسک مطبوعاتی به سبک خودم بزنم!

/ 20 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم توفیقی

سلام . در ماه خدا ، روی ماه خدا را ببوس ... کوچه های اردیبهشتی به روز شد . چشم انتظار عبورتان از کوچه هایم ...

مریم توفیقی

سلام . در ماه خدا ، روی ماه خدا را ببوس ... کوچه های اردیبهشتی به روز شد . چشم انتظار عبورتان از کوچه هایم ...

بهروز

به کیوسک از نوع خود ساخته اش بیشتر خوشم آمد. و اینکه از زردی آن ها کاسته شود. از زردی آدم ها...

سید حامد بشارتی

سلام دوست خوبم و سردر گمی های بی جواب ...

محمدرضا طاهری

سلام به روزم با يادداشتي در باره برنامه هاي ادبي صدا و سيما بعد از انتخابات.

سید حسین

سلام عالی عالی عالی بود به نظرم خیلی آخراش شعر بود و من خیلی خوشحالم. (تو باید باشی من دستم به زنگ درذ نمیرسد ) (کس عیار زر خالص نشناسد چو محک ) تو خیلی خوبی و این خیلی خوب است

هم پرسه

ما که آخرش نفهمیدیم سیست عین دیانت است یا دیانت عین سیاست ... اما اگر دکه زدید آدرسش را هم بدهید، ما می شویم جزو اولین مشتری ها

ر

سلام. ما که فکر می کردیم ایشان به نشانه اعتراض(سیاسی) کناره گیری کرده اند. با وجود اینکه تکنولوژی ارتباطات این همه پیشرفت کرده هنوز چیزی جای لذت خرید نشریه از کیوسک موردعلاقه و خواندنش رو نگرفته. به قول جناب همه پرسه اگر دکه زدید آدرسش را هم بدهید ما می شویم جزو اولین مشتری ها.

نگاه

کیوسک زرد این روزها همه چیز زرد شده ما هم می خواهیم یک کتابفروشی خاص کودکان بزنیم کتاب هایی که زرد نباشند دوست داریم ادبیاتی را به آنان معرفی کنیم که فلسفه ی زندگیشان را تغییر دهد اما مصداق همان پست شما شدیم درباره ی العلم حاکم با این تفاوت که اینبار العلم محکوم محض بی پولی

احمد صابري

برادر خوب ، نسيم بيداري را بچسب كه اين روزها فوق العاده مي نويسد. كاش بماند ، كاش!!!