روایات یک کانون دانش‌جویی (4)

یک کانونی بود دانش‌جویی؛ در دانش‌گاه شهید باهنر کرمان. کانونی برای تأثیر گرفتن و تأثیر گذاشتن:

 

برای خرید حلقه‌ی ازدواج‌شان رفته بودند. به او حلقه‌ای به نسبت گران‌تر از آن‌چه تصور داشت پیش‌نهاد شد که نپذیرفت. حلقه‌ای انتخاب کرد با قیمتی کم‌تر از ده‌هزار تومان. گفته بود شرم می‌کنم از این‌که در قنوت نمازم چشمم به حلقه‌ای گران بیفتد.

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیمیا

سلام کاش همه ی کانون های دانشجویی این طور بود. [گل]

مجتبی

سلام انشاا... که پا هم پیر شید .. چی بگم حلقه گرون و یا ارزون مهم اینه از دست کی می گری... به روز ام بعد از دو ماه چقدر جالی آی سودا خالیه

یک مخاطب

کاش از اشعارتان باز هم در وبلاگ می گذاشتید.

کانون شناس

امیدوارم اعضای کانونتان هنوز همین خلق و خو را داشته باشند. راستی کانوننتان را بسته اند. فکری بکنید

تازه های ادبی

سلام ████████████████████ [گل]~•*´¨¯¨`*•~•*´¨¯¨`*•~[گل] ╬═╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬═╬ ╬═════════════════╬ ╬...تازه های ادبی به روز شد....╬ ╬═════════════════╬ ╬═╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬╬═╬ [گل]~•*´¨¯¨`*•~•*´¨¯¨`*•~[گل] ████████████████████ یاعلی

به سوی سیمرغ

سلام درود [گل][گل][گل]

صادق كريمي

سلام عرض شد . لطف داريد شما . اين خاطرات كانون دانشجويي رو هم ادامه بديد تا بشه يه كتاب . يا حق !

افسانه

چقدر دلم براي اينجا تنگ شده بود چقدر با ديدن فهميرا دوباره كيف كردم

به سوی سیمرغ

سلام از لطف بی نهایت شما سپاسگزارم [گل] بابت محتوا هم ... شرمنده ... هرچی باشه ، از کوزه همان برون تراود که دروست [خجالت] برقرار باشید [گل]

به سوی سیمرغ

سلام از لطف بی نهایت شما سپاسگزارم [گل] بابت محتوا هم ... شرمنده ... هرچی باشه ، از کوزه همان برون تراود که دروست [خجالت] برقرار باشید [گل]