روایات یک کانون دانش‌جویی (1)

یک کانونی بود دانش‌جویی، در دانش‌گاه شهید باهنر کرمان. بخشی از فعالیت‌های این کانون در پرورش‌گاه‌های کودکان بی‌سرپرست در سطح شهر شکل می‌گرفت. جایی که بچه‌ها یتیم بودند. «احمد» یکی از این بچه‌ها بود. یتیم بود ولی سرشار از استعداد. سوم راه‌نمایی و درس‌خوان. نوشتن را دوست داشت. گاهی شعر می‌گفت؛ و چه شعرهایی.

احمد گاهی شعر می‌گفت و همیشه آن‌ها را پاره می‌کرد؛ گمان می‌کرد زیبا نیستند.

احمد شاعر بود، و چه شاعری!

اشعار زیر را داده بود به یکی از کانونی‌ها که خیلی به هم خو گرفته بودند. فقط اولی اسم داشت:

 

(1)

حاضر غایب

کجایی ای قرار سینه‌های بی‌قرار

کجایی ای نسیم امیدوار روزگار

تو خود گفتی که در قلبم شکفتی

ولی یک‌دم دگر این‌گونه گفتی

منم آن امید بی‌امیدان

منم آن یاور بی‌سرپناهان

پس تو ای تنها امیدم ای پناه من

تو ای حاضر، به ظاهر غایب من

نکن از من یه لحظه روی زیبایت نهان

گر کنی این روی زیبایت نهان

شکایت می‌کنم پیش علی آن شیر یزدان

که خود گفته بباشد یاور بی‌سرپناهان

 

(2)

می‌خواهم با تو بگویم من سخن

ای تو شنونده‌ی هر سخن

یک‌دم آیم سوی تو باز

پس بکن در را به رویم باز

من که می‌دانم سیاهم ای خدا

پس نگردان دست من را بی‌نوا

تو خود گفتی که حاجت می‌دهی

پس بده حاجت زین غلام بی‌نوا

من ندارم جز تو پناهی ای خدا

پس پناه ده این غلامت را ای خدا

 

(3)

عمر ما مثله پاییز زودگذره

برگ‌های ما هم یه روزی می‌ریزه

نذارید دلامونم پاییزی شه

اگه دل پاییزی شه

زندگی‌مون خراب می‌شه

زندگی‌مون خراب بشه

عمرمون تلف می‌شه

عمر اگه تلف بشه

آخرت هم خراب می‌شه

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انجمن مجازی ایران.نقد شعر معاصر

با سلام . انجمن مجازی ایران ـ ویژه نقد شعر ـ بیست و دومین جلسه ی خود را با موضوع نقد و بررسی اشعار محسن رضوی برگزار می کند . از حضور شما فرهیخته ی گرامی در جمع مان خرسند خواهیم شد.

ش.شریعتی

سلام به قول مصطفی مستور بچه ها تراکم معنویت اند...و آیه های زمینی... شاد و سلامت باشید

ازغدی

احترام و ارادت خدمت حضرتت در رابطه با پرسشی که چندی پیش از طریق ایمیل پرسیده بودید عارضم که مختارید و اما در رابطه با شمیم منتظر بمانید که اگر توفیق این مرتبه نیز یار باشد و صاحبان عنایت بر رسم کرامت بمانند با یاری شما و دیگر هم یاران برگه ای دیگر رو خواهیم کرد تحفه درویش در فــتــوتــــــــــــــا منتظریم

مریم حقیقت

سلام آغاز خدا حافظی است می خواستم به روز شوم با پستی شبیه: 1- برای هر چه هستم برای......آرینم دلتنگم 2-فلش بک به گذشته هایی حتی شایگان!!!!!!!!1 3-آخرین مقاله ای که.... 4- شبیه یکدگریم وچقدر دلگیر است شبیه بودن گلهای بی شمیم به هم اما اما اما ..... حالا که روزگار به شب می کشاندم تاریکم مثل: *آمدم تا برای همیشه هایی که نمی دانم.....نباشم **اینها دینیست که باید ادا می کردم ***صدای داغی که دلم را می سوزاند ****وتو گفتی که گرگ می آید! *****چهار پاره ی دلم/حون است. ******روح سرگردانم انتظار چراغتان را پرسه خواهد زد بدون شماره:یا علی

حسین

سلام مهدی عزیز ممنون از حضورت و پیام آشنایت از قدیم گفته اند حرف حق را از بچه باید شنید.. یا لطیف

کیمیا

سلام جناب دسترنج چندین بار اومدم و خوندم ادامه ی روایات را .ممنون که مارو بخشیدید برای به روز نکردن ها مطمئن باشید اگر من هم مطالبی اینگونه داشتم حتما تا به حال به روز کرده بودم. [گل]

مهدی معارف

انسان محو! معنی در متن گمشده گرچه جهان کلام به آخر رسیده ایست دلتنگی ات بزرگتر از گریه کردنت تنهایی ات بلند تر از هر قصیده ایست بعد از خیلی وقت به روزم با چند تا اتفاق خیلی ساده با یه شعر و اینکه این دوتا بیت هم که اینجا نوشتم هیچ ربطی به من نداره مال سید مهدی موسوی هستش! همین