براده ها

معرفی کتاب

براده ها، سید حسن حسینی، انتشارات سوره ی مهر، چاپ اول ناشر(چاپ سوم) 1385

در مقدمه ی این کتاب می خوانیم:

حرف اول

«براده ها» ساده ترین نامی است که می توان بر این مجموعه نهاد و شاید هم برازنده ترین تراشه های فکر در گوشه و کنار کارگاه خیال و براده های قلم در کف آهنگری محقر تشبیه و تمثیل. سخت مختصر است اما مفید بودنش را نمی دانم. امیدوارم که مضر نباشد. در این دفتر سخن از هر دری رفته است اما یقین ندارم در هر سری بگیرد. باری این هم کاری است که شیرازه اش را پراکندگی و تعدد موضوعات بسته است. از این رو من پیشاپیش دست خواننده ی صبور را که این دانه های پراکنده به نخ ظریف حوصله اش پیوسته و ردیف می شوند، می فشارم.

والسلام

حسن حسینی – خرداد 1365 

کتاب، در سه بخش تنظیم شده است؛ «هنر، هنرمند و نقد هنری»، «شعر و شاعران» و «گوناگون».

گزیده ای از هر سه بخش را به نحوی (در حد وسع فکری خویش) گل چین کرده ام که هم گویای اندیشه ی ایشان باشد و هم نمایه ای از هنرش:

  • «هنرمند بی طرف» ترکیب بی معنی و ابلهانه ای است. هنر یعنی طرفداری و هنرمند یعنی طرفدار.
  • کار یک منتقد واقعی، تعریف از خال زیبای پشت دست هنرمند نیست. وظیفه ی یک منتقد راستین، نشان دادن کورک پس گردن هنرمند است!
  • هنر یعنی شیرجه رفتن در یک قطره ی شبنم و احیاناً غرق شدن در آن.
  • هیچ هنرمند مؤمنی محو جمال هنر خویش نمی شود. همان گونه که هیچ دریایی در خودش غرق نمی گردد!
  • هنرمند مثل کرم ابریشم تا دوره ای را در پیله نگذراند بال پرواز در نمی آورد.
  • هنر، پنجره ای است رو به باغ نا شناخته ها. «ایمان» این پنجره را باز می کند. «شک» آن را می بندد و «الحاد» با کاغذی سیاه آن را می پوشاند.
  • هنرمند با میوه ی درخت یک فرق بیشتر ندارد: میوه وقتی رسید می افتد، هنرمند وقتی افتاد می رسد!
  • دو خط موازی را از اقلیدس بگیر و به ذهن هنرمند بسپار تا یکدیگر را قطع کنند!
  • هنر برای هنر، یعنی نردبان برای نردبان.
  • انتقاد از دیگران خوب است به شرط اینکه ما شکممان را از این راه سیر نکنیم. در غیر این صورت دعای شب و روز ما این می شود: خداوندا! دیگران بلغزند تا ما گرسنه نمانیم!
  • نمایش یک فیلم خوب با پیام عدالت و انصاف در جمع تاجران، مثل ایراد یک سخنرانی فصیح در گورستان تحت عنوان «فوائد زندگی» است!
  • برای هر هنرمندی که به معاد مؤمن است «هنر مقطعی» و «هنر گذرا» ترکیباتی خالی از محتوا هستند. برای هنرمندانی از این دست هر اثری ماندگار است.
  • مبطلات هنر پنج قسمت است. یک قسمت بی اطلاعی از مبانی هنر و چهار قسمت دیگر فساد اخلاق هنرمند.
  • شعر خوب زنی زیبا و عفیف است که تنها به محارم خویش رو نشان می دهد. شعری که همه را راضی کند روسپی و ولگردی بیش نیست!
  • چاپ یک شعر در ماهیت آن بی تأثیر نیست. یک شعر بد وقتی چاپ شد، می شود یک شعر بدتر!
  • دلنشین ترین غزل بعضی از غزلسرایان معاصر، همانا غزل خداحافظی است!
  • یک شاعر خلاق از خدا الهام می گیرد و یک شاعر معمولی از یک شاعر خلاق!
  • گناه آفتاب چیست اگر ما شب را خوب نخوابیده ایم؟!
  • باید راه به جایی داشت. یک دریای کوچک شادمانه تر از یک دریاچه ی بزرگ است.
  • من بر آن که قافیه بودن «مرد» با «درد» اتفاقی نیست.
  • من معمولاً با دیدن یک میمون به یاد داروین نمی افتم، به یاد طرفداران او می افتم!
  • مردان بزرگ مثل خورشیدند، هیچ گاه برای تایبدن و درخشش از من و تو اجازه نمی گیرند.
  • فرق دل با ساعت در این است که ساعت وقتی زنگ بزند صاحبش را بیدار می کند اما دل وقتی زنگ بزند صاحبش را می خواباند!
  • در سینه ی بیشتر سران کشورهای عربی یک شهرک یهودی نشین می تپد!
  • گل محمدی باش تا محتاج ادوکلن فرانسوی نباشی!
  • معمولاً آدم های گرسنه زودتر از زندگی سیر می شوند!
  • مشکل اکثر پیامبران این بود که می بایست برای کورها، کارهای چشمگیر انجام دهند!

لینک معرفی بیشتر، سفارش و خرید کتاب

لینک تصویر کتاب

                                         براده ها 

/ 14 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راديومانيا

سلام عزيزم/براده ها فرصت خوبی است/اميدوارم قدم های استواری تو را به مقصد و مقصود برسانند/روزت نوروز/

آزاده بشارتی

سلام دوست عزيز/ آقای دسترنج وبلاگ خوبی داريد و لذت بردم موفق باشيد سال نو مبارک من به روزم و منتظرتان...

امين شفيعی

سلام خيلی خوشحال شدم انشاالله ياد اين چند شاعری که به تازگی ما را ترک گفتند همواره زنده باشد سال نو مبارک

امين شفيعی

راستی اين آدرس متعلق به کانون ادبی پرشين بلاگه که من شنبه ها به روزش می کنم امروز هم شنبست با يه مطلب طنز

طيبه

وبهار می آید... واز لابه لای شکوفه ها برای ما دست تکان میدهد ... وبا ما در سبزه زارها می دود ...بازی میکند ... برای اینکه ... من حس کنم ... تو حس کنی ... هنوز خوشبختیم ... ((( بهارتان سبز... جاودان ... و گلباران باد...))) مسافر...

طيبه

سلام بر فهمیرا ... خوبید شما ... عیدتون مبارک... هر چند گاه گاهی به رویای من افتخار اومدن میدید ... ولی همین هم برای من سعادتیست... شرمنده از تاخیر... واقعا جمله های زیبا ... و دلنشینی بود... چه قدر ساده ... ولی پر محتوا ... میشه از هنر گفت... هنر بی ریاست... مثل کودکی ...مثل یک خواب دم صبح ... عالی بود... بینهایت ... زیبا ... که وصفش در کلام کوچک من نمیگنجد... باز هم به رویای من بیایید... همیشه منتظر یادگاری شما بر دیوارهای رویام ... هستم... با تشکر... مسافر...

امين شفيعی

سلام امین هستم از سارش هر هفته شنبه ها کانون ادبی پرشین بلاگ با طنزی از من به روز میشه خوشحال می شم به اونجا هم سری بزنید آدرسش رو لینکه

مير علي

سلام قربونتون برم عيدتون مبارک ربيع مبارک اقا اين مطالب رو ذخيره کردم که بخونم تا بعد بيام يه نظر کلی بدم البته صاحب نظر ها هستند دير کردنمون رو هم ببخش چون محضر علی ابن موسی الرضا بودم و دعا گوی همه دوستان راستی مير علی صالحی يا مير علی موسوی هر دو حقيقی اند و مستعار همون مير علی صالحی کفايت هست به نام حضرات می يا محمد و يا علی

کيميا

هنر براي هنر، يعني نردبان براي نردبان.