در چشم هایش

جنگلی

پنهان بود


سیمای وحشی اش

باکره از خیابان

باکره از چهارراه های معطل برای بعد

 

گیسوانش

طبیعت را به بید عاریت می داد

 

خیالش

اسبی،

رام ناشدنی

در خیالم

 

او

آرام آمد و

از کنار تمام انگیزه های مدرن من

عبور کرد